تبليغاتX
چوپانان (الماس کویر)و دفاع مقدس

چوپانان (الماس کویر)و دفاع مقدس

معرفی شهدا و رزمندگان و جانبازان 8سال دفاع مقدس

معرفی دومین شهید

بسم ربّ الشّهداء والصدیقین

محرم سال 1431 هجری قمری است . شور انقلاب با اتفاقات اخیر در مردم مؤمن و انقلابی ایران اسلامی بار دیگر جان گرفت و مردم مثل سالهای اول انقلاب دوباره به میدان آمدند و از استقلال ، آزادی ،جمهوری اسلامی و محور اصلی نظام مقدس جمهوری اسلامی یعنی اصل ولایت فقیه  دفاعی جانانه کردند و ثابت کردند که هر چند شهداء در بین ما نیستند ولی آرمانهای مقدس  آنها توسط نسل سومی ها هم دریافت شده و با تمام وجود از آن حمایت  می کنند .

              نمی دانم درحقیقت دومین شهید دیارمان چوپانان کیست .سالهای سال از آن تاریخ گذشته و هنوز این حقیقت روشن نشده است .این تردید به خاطر فراموشی خاطرات آن روزهای با شکوه و حماسی نیست که آن خاطرات در ذهن من و سایرین هرروز و هر روز تکرار می شوند و عظمت شهداء را در تمام لحظات تلخ و شیرین بعد از شهدا به رخ واماندگان از قافله شهدا می کشند بلکه به خاطر عدم اطلاع دقیق از آنچیزی است که اتفاق افتاده .

تابستان سال 1361 در عملیات رمضان در تاریخ 21 ماه رمضان  یک دلاور بسیجی اقتدا به مولای خود کرد و یا در شهریور ماه همان سال رزمنده ای از خیل نیروهای انتظامی جان بر کف مدال زیبای شهادت را بر گردن آویخت وبر خلاف مدعیان دروغین و وطن فروش امروز  جان خود را فدای ایران عزیز کرد .؟

         این معما هنوز که هنوز است ذهن من و دوستان و خانواده اش را به خود مشغول داشته هر چند که هیچ تفاوتی در تاریخ شهادت و ترتیب این شهادتها نیست آنچه مهم است این است که آن مردان بی ادعا با چشمانی باز و با آگاهی و بصیرت از موقعیت و شرایط و با دشمن شناسی به موقع و عمل صالح خود از کیان ایران و انقلاب اسلامی ایران دفاع کردند و بر سر پیمان جان خود را بدون چشم داشت گذاشتند و عاشقانه ترین سرودها را در دفاع از میهن اسلامی و سربلندی ایران سرودند .آنها بی توجه به آنچه دشمن در آنروزها در باره آنها می گفت و یا آنچه امروز در باره آنها گفته می شود شایسته ترین حماسه ها را به فرمان امام و مقتدای خود آفریدند تا امروز شاهد حفظ تمامیت ارضی و اعتلای کشور در همه زمینه ها باشیم هرچند دشمن در این سی ساله تمام سعی و تلاش خود را به کار بست و از همه استعدادهای خود و هر چه می توانست کمک گرفت تا زهر خصومت دیرینه خود را به جان این مردم نجیب و ولایتی بریزد ولی شکر خدا که با روحیه شهادت طلبی که مردم خوب ایران وجود دارد هرگز نخواهد توانست به اهداف شوم خود برسد ،همانگونه که امام خمینی (اعلی الله مقامه)فرمودند : ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد.

 دومین شهید سرافراز دیارمان کیست؟؟؟ 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 17:22  توسط علی ثابتی  | 

 

به اسم حبیب

آدم بعضی وقتا خوشحاله بعضی وقتا ناراحت، یه وقت آرومه یه وقت عصبانی، یه موقع سالمه یه موقع هم مریض...

ولی همه این حالتارو شاید بشه تو دوتا کلمه«ترس»و «اندوه» خلاصشون کرد.

آدم کی می ترسه ؟وقتی که فکر کنه یه چیزی رو می  خواداز دست بده خب! حالا کی ناراحت می شه ؟وقتی از اونی که می ترسیده سرش  بیاد.

اما از طرف دیگه ...

آدم کی نمی ترسه ؟معلومه دیگه؛ وقتی مطمئن باشه اونی رو که می خواد، اونی را که دوستش داره و بهش دل بسته از دست نمی ده . این جوری دیگه از هیچی نمی ترسه .

حالا ادم کی ناراحت نمی شه؟ اینم معلومه؛ خوب وقتی از چیزی نمی ترسه، اگه یه وقت هم سرش بیاد، ناراحت

 نمی شه.

حالا چی میخوام بگم ...

بعضیا تو این دنیا بودند(هنوزم هستنا)که اینجوری زندگی کردن. خیلی زندگی باحالی داشتند؛ راحت، آروم، خوشحال، شاداب و ... اما بعضیا اون موقع می گفتن(بعضیا هنوز هم می گن)که «کدوم آرامش، کدوم راحتی، کدوم خوشحالی ... اینا که اصلاً ارامشی ندارن. جنگ، خاک، خمپاره،کشته، زخمی، دادو فریاد، اضطراب، گرسنگی، تشنگی، گرما، سرما، خستگی ... بابا این دیگه چه زندگیه؟ اینا ما رو هم خسته کردند. بسه دیگه بابا ...»

واقعاً زندگی به این چیزاست ؟

اصلاً بذار یه چیز دیگه بگم؛ وقتی ازمون می پرسن چند سالته از کی حساب می کنی؟ اون وقتی که هنوز تو شکم مادرت بودی رو هم حساب می کنی؟ نه! چرا؟ چون اینقدر مرتبه اون زندگی نسبت به زندگی دنیا پایین تره که اصلاً حسابش نمی کنی.

بعضیا هم یه زندگی دارن که زندگی خیلی ها براشون مردونگی. جنگ باشه یا صلح، گشنه باشن یا تشنه، سالم یا مریض، پولدار یا بی پول، و... ا صلاً این چیزها به چشمشون نمیاد.

حالا اگه می خواید این زندگی را بشناسید باید فقط یک مفهوم رو یاد بگیرید...

عشق

 

شهدا عاشق بودن، به ما هم درس عاشقی را یاد دادن. می گی درس عشق چیه پس می ریم تو مدرسه ...

یه کلاس درس؛ یه معلم داره، یه سری شاگرد، یک اتاق برای کلاس، یک دونه هم تخته سیاه کلاس که همین دنیاست، تخته سیاهش هم سینه تاریخ، معلم هم شهدا هستند.

اما شاگردان هر کسی که خدا بخواد . اما خود همین شهدا الفبای درسشون رو از کجا یاد گرفتن؟

اون جور که خودشون گفتن از آقا و اربابشون حسین(ع) قرآن کتابشونه که یه سری کمک درسی هم داره ،

مثل احادیث و روایات این درس را شهدا یاگرفتند و در سینه تاریخ نوشتند حالا برای اینکه بتونیم این تخته رو

باز خونی کنیم باید پای وصیت نامه هاشون وخاطرات دور و بریاشون بشینیم.   

دیگه آخر کاره، ولی این درس تمومی نداره .هر چی بالاتر بری بازم جا داره، تا خود خدا...                 

اما دو تا نکته را اشاره کنم:

اول اینکه زمان برای یاد گرفتن خیلی کمه . عین برق و باد این دنیا تموم می شه . معلوم نیست آخرش فرداس؛ پس فرداس، یه سال بعده یا ...

دوم اینکه؛ امتحان این کلاس خیلی سخته. خودشون با هزار زحمت از آقاشون نمره گرفتن. باید خیلی کار کرد...

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 0:29  توسط علی ثابتی  | 

آزادی خرمشهر مبارک باد

بسمه تعالی

پاره تن اسلام ، پاره تن ایران ، قلب تپنده ایران ، خرمشهر آزاد شد .

خبر مختصر و مفید بود .آری خرمشهر آزاد شد .شهر خون و قیام .شهر حماسه و شهادت .شهر پایداری و مقاومت ، شهر ایثار و از خود گذشتگی ، شهر علم الهدی ، ………

این پیروزی خجسته باد این پیروزی

  بر امت همیشه پیروز اسلامی مبارک باشد .همه شاهد بودند که این پیروزی فقط با لطف و عنایت خاص خدا و از جان گذشتگی ایثارگرانی بوجود آمد که بی هیچ گونه ادعایی در سختترین شرایط ممکن و با تحمل رنج فراوان و دعای همه صالحان بدست آمد . آنانی که خرمشهر را بر اساس باورهای ایمانی خود جز ناموس دین و انقلاب می دانستند و  آزادی خرمشهر را آزادی شرف و انسانیت و رهایی از بند استعمار و ذلت ابر قدرتها می شمردند و .به گفته امام شهدا(ره)« خرمشهر را خدا آزاد کرد » باورهای اسلامی مردم غیور که به هر شکل ممکن خود را به جبهه ها رسانده بودند یا در پشت جیهه خالصانه دغدغه وطن داشتند و آنچه در توان داشتند را نثار کردند تا خرمشهر آزاد شد .بهای آزادی خرمشهر شهادت، جراحت ، قطع عضو و موجی شدن دسته گلهای عزیز ی بود که هر کدام از آنها بر ای اداره یک مملکت توان داشتند . از دست دادن هرکدام از آنها ضایعه ای جبران ناپذیر برای کشور و بخصوص خانواده آنها بود . از خاطر نبریم که چه بهای سنگینی برای حراست و بازپس گیری وجب به وجب این خاک مقدس هزینه شده است و هزینه آنرا مدعیان و پر گویان و طلبکاران همیشگی این انقلاب نپرداخته اند .آنان که به قول امام شهدا خمینی کبیر (ره) میگویند : انقلاب برای ما چه کرده است .؟ و هیچگاه از خود سوال نمی کنند ما برای انقلاب چه کرده ایم ؟

بر روح بلند همه شهدای جبهه حق و خصوصا شهدای عزیز آزادی خرمشهر و بویژه شهید عزیز بمانعلی طاهر صلوات

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 6:33  توسط علی ثابتی  | 

یاد آنروزها

سال ۱۳۶۱

کی یادش میآد ؟ این روزها در چوپانان همه جا خبر از شهادت اولین شهید سرافراز چوپانان بود . شهید بمانعلی طاهر .او که در جریان آزادسازی خرمشهر در مرحله سوم در روز ۱۹/۲/۱۳۶۱ به شهادت رسیده بود و محل دفن او محفلی شده بود برای عاشقان هر روز نه هرشب نه که هر شب تا صبح بچه های بسیج و اونایی که بعدها بسیجی شدتد و بعضاْ شهید چه شبها که تا صبح با او راز دل گفتند و التماس دعا  و طلب شفاعت . هر وقت نام یا علی (ع) می شنوم به یاد آن عملیات پیروزمندانه و شهدای آن و خصوصاْ بمانعلی طاهر می افتم . چرا که نام آن عملیات اسم مقدس علی بن ابی طالب بود .

 خدا ما را با شهدا مشحور کن .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 16:16  توسط علی ثابتی  | 

سوال دوم

مهمترين نتيجه عمليات بيت المقدس و رمز ان عمليات  چيست؟
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 12:16  توسط علی ثابتی  | 

اولین لاله سرخ جنگ تحمیلی از دیار چوپانان تقدیم به پیشگاه اسلام و امت بزرگ اسلامی

اولین 

                                              

عملیات آزاد سازی خرمشهر قلب تپنده ایران اسلامی که با حماسه سازی عزیزان جان بر کف ارتش و سپاه و بسیج و لطف و عنایت ویژه خدا به تمام اهداف از پیش تعیین شده رسید ، خود باوری را در بین عزیزان رزمنده به شکل بی سابقه ای زنده نمود و رشد داد.

 

                                             راه شهیدان پر رهرو .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 0:4  توسط علی ثابتی  | 

یک سوال .یک جواب

بسم رب الشهداء والصدیقین

اولین شهید چوپانان در زمان جنگ تحمیلی کیست ؟ تاریخ شهادت و نام عملیاتی که درآن به درجه رفیع  شهادت نائل آمد را بنویسید.

 قرعه کشی برگزیدگان این جشنواره از بین دوستانی که به ۸۰٪ سوالات پاسخ صحیح بدهند در زمان اجرای جشنواره برگزار خواهد شد.   

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 8:44  توسط علی ثابتی  | 

سلام: آغاز آشنایی

با سلام و وقت بخیر :

در نظر داریم یک کار ماندگار در مورد شهدای چوپانان  که خیلی به آنها مدیونیم انجام بدیم .بنابر این دست یاری به سوی تک تک شما دراز می کنیم تا از نظرات پیشنهادها و ایده های جالب شما استفاده کنیم.

دست گرم یاری شما را می فشاریم .منتظر نظرات شما هستیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 17:42  توسط علی ثابتی  |